این روزها........
سلام گل پسرمامان بعد از یک مدت تاخیر 
جییییییگر مامان الهی فدات بشم خوووووفی
بنا به دلایلی یک مدت بین یادداشتهای من واسه ی شما تاخیر افتاد که یکی از دلایلش خود شمایید چرا که زدی صفحه کلید کامپیوترو داغون کردی و من وقت نکردم یک جدیدشو بخرم البته این روزها مهمون هم داشتیم و من سرم حسابی شلوغ بود اول خاله های من اومدن خونمون بعد هم باباجان اینا به همراه خاله فاطمه و پریاجوووونیم که از مسافرت مشهد و شمال برمیگشتن اومدن خونمون و ما هم پریروز باهاشون اومدیم اصفهان.همین روز اولی سرماخوردی و شبش حسابی تا صبح بی قراری کردی تا اینکه دیروز رفتیم دکتر و الان خدارو شکر بهتری.
این روزها اتفاقهای قشنگی واسه شما افتاد که حسابی منو بابامیثم و البته بقیه را ذوق زده کرد 
اینکه دندونای بالای شما در اومد که مبببببارکت باشه عزززززیزم
دوم اینکه دیگه یکم روی پاهات می ایستی و اینکه ماما و بابا میگی.کلی عکس ازت گرفتم که بعدا سر فرصت واست میذارم قند عسلم
میبوووووسمت 




این روزها........
